من چه کردم...
دستی تکان دادی
قلب را تکان دادم
لبخند زدی از عمق جان
من هم٬ظاهرا!(حیفم آمد شادیت را...)
زیر لب گفتی: به امید دیدار!
خندیدم بر وسعت دروغ .
رفتی
ماندم.
من چه کردم...
دستی تکان دادی
قلب را تکان دادم
لبخند زدی از عمق جان
من هم٬ظاهرا!(حیفم آمد شادیت را...)
زیر لب گفتی: به امید دیدار!
خندیدم بر وسعت دروغ .
رفتی
ماندم.
وقتی این جریانو شنیدم تنم لرزید.
نقل قول میکنم از استادم:
حدودا سال ۶۵بود و من ۱۷سالم بود یه دوست خوش قیافه و خوش قد وبالا داشتم به اسم یحیی.
از یه دختری خوشش اومدو رفت بهش گفت که :من عاشقتم.اون دخترخانمم رفت به پدرش گفت و
پدرش هم ازین آقا شکایت کرد.یحیی محکوم شد به ۷۰ضربه شلاق اما کاش فقط شلاق بود..تو سطح
شهرستان به وسیله اعلامیه ها وبیانیه ها پرکردن که:جوان مفسد به این نام و فامیل در فلان روز و فلان
ساعت در چهارراه ۷۰ضربه شلاق میخورد.
۷۰ضربشوخورد و یه مدت خونه نشین شد تا زخماش خوب شه.بعد ازاون مدت مدرسه نیمد انگار خودش
میدونست اخراجش کردن یه راست رفت باشگاه والیبالش تا حد اقل تو این کار موفق شه اما تا پاشو
اونجاگذاشت فهمید که ازونجام اخراج شده.حتی وقتی تو خیابون راه میرفت همه با انگشت نشونش
میدادن...
خلاصه یه روز ساکشو انداخت رو کولشو رفت.بعد از چند وقت شنیدیم خودشو انداخته جلوی قطار و
خودکشی کرده.
پ.ن کاش یکم عمیق تر به این اتفاقات نگاه کنیم...کاش کلمه ی دادگاه رو معنی کنیم...
ای کاش یادمون باشه که هرچی بیشتر یه فنر رو فشار بدیم بعد از برداشته شدن فشار بیشتر باز میشه
ای گنده تر از رستم و آرنولد و شِرک
پولدارتر از سهام داران اُپک
این بار هم انگار تو شانس آوردی
ما خوشهّ سه شدیم و تو خوشهّ یک!
دکترمحمدرضاترکی(استادگرانقدرم)
پ.ن شاعران هم به زبان آمدند...
عشق؟
نمیخوام بگم آدم بدبینی هستم اما اگه تعریف از خود نبود حداقل در این مورد میگفتم
واقع بینم!
همیشه وقتی میشنوم که فلانی فلانی رو دوست داره تو دلم میخندم به باورش!
اگرم تو موارد نادری میبینم نه جدی جدی طرف عاشقه و قصد فارغ شدن نداره
بازم تو دلم میخندم!
آخه اون معشوق ارزششو داره؟اصلا چه فرقی با آدمای دیگه داره؟
چی؟
چشماش یه حالت خاصی داره؟
خب اگه چشماشو از دست بده چی؟نچ نمیشه!باید یه جواب حسابی به خودم بدم.
انگار فلاسفه سوال ما رو شنیدنو میخوان جواب بدن.خب بفرمائین
ـببین دخترک نادان عشق اون تمایلیه که ما به چیزی داریم که او را ازخود زیباتر بیابیم
-با این حساب قبله عشاق بانو آنجلینا و جناب براد پیت هستن دیگه؟
-هنوز یاد نگرفتی اواسط حرف کسی نپری؟...نه منظورم از زیبایی فقط ظاهر نیست
آن است که کمالش بیش از ما باشد.بدرود
-ا؟کجا؟من هنوز سوال دارم...
.
به امید آن روز که "عاشق" شویم.
پ.ن خواهشا تا دیدین نسبت به کسی احساس خاصی دارین سریع پای عشقو وسط نکشین
خب خدارو شکر که افرادی مثل آیت الله مشایی کم نیستندو یکی یکی دارن رو میکنن که چه اطلاعات
و علمی دارن و انقدر متدین هستند که زکات این علم رو میدن و ابلاغ هم میکنند.
بله درست حدس زدین این آیت الله همون جواد شمقدریه.
ایشون در قسمتی از بیاناتشون فرمودن:
"اگر من به شما بگویم که آقای احمدی نژاد در راستای خنثی سازی بعضی از توطئه های دشمن چنین تصمیمی(دستور ورود بانوان به ورزشگاه ها) را گرفته، آن وقت شما چه خواهید گفت؟"
و من بسیار به رئیس جمهورم افتخار کردم که بخاطر این توطئه ها چه ها که نمیکنند...
و تاسف میخورم که این علما چرا انقدر بی اطلاعن...
هرکی ندونه فکر میکنه تو ورزشگاه فحشای ناجور میدن که نمیذارن این خانوما وارد شن!
افسوس که نمیدونن ورزشگاه محیطی کاملا فرهنگیه و هیچ خطری بانوان عزیز رو تهدید
نمیکنه...افسوس....
اما بخش دیگر از سخنانشون:
"برای این که به زمان ظهور برسیم قطعا باید یک تصفیه بشود و خوب می دانید که بخشی از این تصفیه در ایام انتخابات شکل گرفت و انقلاب درست در حال پیش رفتن است و در این مسیر نقاب ها برداشته می شود."
انقدر ازین حرف خوشحال شدم که همون موقع که شنیدم سجده شکرو اینا...
خدایا شکرت که احمدی رئیس شد..شکرت که انقلاب درست درحال شکل گیریه وشکرت که
به زمان ظهور میرسیم اگه احمدی نبود ...
پ.ن:.حالا فهمیدین رسیدن به زمان ظهورو مدیون کی هستیم؟بازم روتون میشه از احمدی نژاد انتقار کنید؟
هرجا میروم میبینم میشنوم که از تو میگویند...آنقدر بزرگ شدی که وسعت شهر را ...
اما ساده دلان نمیدانند این کوه مرتفع غرور من است که تو را در اوج خود رسانده...
تو در آن قله ایستادی فاتحانه و من نگران...نه برای زیرپانهادنش...
نگرانم چشمان رقیبان را.
پی نوشت:بخدا هیچ نگاهی به وحشی بافقی نداشتم.ولی خب بعدش دیدم مضمونش شبیهه!
شما
قضاوت کنیدبه ترتیب از چند روز پیش:
این آقایی که ادعای آسمانی بودن دارد از سلمان رشدی هم بدتر است
کلمه: سایت جهان وابسته به علیرضا زاکانی نماینده مجلس نوشت: مداح حامی دولت(منصور ارضی) روز سه شنبه در مراسم زیارت عاشورا در حسینیه صنف لباس فروش ها در اظهارات کم سابقه ای اعلام کرد: “این آقایی که ادعای آسمانی بودن دارد از سلمان رشدی هم بدتر است
."پاسخ کوبنده احمدی نژاد به منتقدان مشایی
امروز برخی دیده اند نمیتوانند اصل دولت را بکوبند وزور آنها نمیرسد احمدی نژاد را بکوبند سراغ یاران
اصلی آنها میروند...
برادر احمدی نژاد مشایی را عامل اسرائیل معرفی کرد
چطور چنین انسانی میتواند مطمئن و سالم باشد و عامل نباشد؟ قطعاً باید منافعی از سوی اسرائیل برای این شخص باشد که مقابل اسرائیل سر تعظیم فرود آورده است.
مسئولیت جدید مشایی
محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در تازه ترین اقدام خود قصد دارد به زودی اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان نماینده دولت در ستاد راهیان نور منصوب کند .
همچنین قرار شده است مسئولیت گروه مشاوران جوان رییس جمهور به مشایی واگذار شود.
عشق وبلاگی!
وبلاگ دل ما دیگر آپ شدن افسانست
بعد از سخن عشق به تو پُست چه بیعقلانست
پیوند نگاهت را در قلب خود انگار زدیم
پیوند زدیمو نظری نیست این عدلانست؟
سوتی های من
راستش خواستم سیاسی بنویسم گفتم بذار یکم اعصابا آروم باشه تا ایشالا تو پست بعدی به خدمتش برسیم!
تصمیم گرفتم چندتا از سوتی هامو واستون تعریف کنم دلتون باز شه!
۱.حدودا ۶سالم بود.سمانه میرفت آمادگی یه روز که خونشون بودم گیر دادم که منم میخوام بیام!
سمانم دلش سوخت و گفت باشه بیا ولی اذینت نکنیا!گفتم باشه.
سرکلاس بودیم که دیگه احساس کردم حرفای معلمشون مفید نیست.بدون اینکه اجازه بگیرم از پنچره
پریدم تو حیاط(ارتفاع کم بود)سمانه میز جلوی من نشسته بود و اولش نفهمیده بود چیکار کردم..ولی
بعد از کلاس اومد تو حیاط ومتعجب نیگام میکرد که من چجوری اومدم بیرون!جا داره از معلم با جنبش
تشکر کنم گرچه میدونم تو دلش کلی بهم خندیده!
۲.دوم دبستان بودم.املا داشتیم نمرم خییییییییلی کم شد فکرکنم ۱۱شدم.با مداد نوشته بودم
خانوممونم با خودکار صحیح کرده بود.یه لحظه مغزم جرقه خورد!همه غلطامو پاک کردم ودرست کردم
.عصبانی رفتم دفتر و کوبوندم رو میز معلمه.گفتم:خانوم؟یعنی چی؟واسه مارو اشتباه صحیح کردین.
معلم بیچارم ترسیده بود:ببخشید عزیزم.بده ببینم.......چند ثانیه بیش نکشید که جیغ زد:برو بیروووووون(بیچاره مثل اینکه به شعورش توهین شده بود!)
دیگه بقیش باشه واسه بعد ...فعلا ![]()
من این راه سکوت انگیز را طی میکنم
اما
نشانی را به شرح زیر میسازم:
کمی بالاتر از فریاد
پس از یک پل به روی هرچه تشویش است
میان پیچ وخم های نگاهی تلخ
شاید
منرلگاه من آنجاست...
پی نوشت:اشاره به "برای آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم بالاتر از فریاد" واقع در "دره های سکوت"