از آنجایی که
"منطق" را بر"باتوم"
ترجیح میدهیم...
"سوت پایان در ایسنگاه آخر" عنوان مقاله ایست که تصمیم گرفتم چند خطی در جواب آن بنویسم
.
مقاله ای که حسن هایی هم دارد از جمله آنکه میتوان به عنوان تمرین آنرا به دانشجویان فلسفه داد و از آنها خواست تا انواع مغالطه ها را مشخص کنند!
یکی از نکاتی که توجه مرا به شدت جلب کرد مدد جستن از حمایت کشور های بیگانه از معترضان به منظور اثبات ناحق بودن معترضان است.
نمیدانم که این مغالطه که این روزها به شدت مورد استفاده قرار میگیرد از بی اطلاعی آقایان است یا خدای ناکرده از روی بغض و کینه.
اگر کشور بیگانه از معترضان حمابت میکند به علت این است که معترضان دیدگاه نزدیک به غرب دارند؟! خوب است گاهی به تاریخ نگاهی بیندازید
در زمان پهلوی هم یه جز اسرائیل اکثر بیگانگان از معترضین حمایت میکردند. این خیلی بدیهی است که کشور های دیگر بامعترضین هم صدا باشند .
اما باید توجه داشت که صرف معترض بودن باعث حمایت آنان شده و کاری به سبک دیدگاه ندارند و خوب است بدانیم مخالف دولت فقط آمریکا
نیست.بین خود اصولگرایان بزرگانی مانند:آقای مطهری. وبسیاری از علما.فرزانگانی مانند:آیت الله جوادی آملی.
نکته دیگر اینکه امام خمینی تاکید داشتند که :آمریکا وروسیه دشمن ما هستند. کاش آقای دولت دلیل این همه حمایت از روسیه را برای ما روشن میکرند
البته در سازمان ملل روسیه تا حدی قضیه را برایمان روشن ساخت!!!!!
نکته دیگر که چند بار در مقاله به کار برده شده این بود:"آشوبهای بیرون دانشگاه موفق نشد." بگذارید منظور نویسنده را از ناموفق بودن توضیح دهم.
ناموفق بودن=کتک خوردن به وسیله ماموران قانون!!!!!!(بر اساس لغت نامه دولتیان)
و دیگر آنکه:جناب مهندس موسوی را موجودی متوهم شمردند.
اما ریشه پیدایش توهم در سیاست:
دیدن هاله نور.شناخته شدن در سطح جهان تا حدی که یک کودک خارجی وقتی رییس جمهور را میبیند صدا میزند:محمود محمود! و در آخر اعلام
مختومه شدن پرونده یک میلیاردی(البته موارد زیادی وجود دارد که به ذکر همین چند مورد بسنده میکنیم.)