در جواب سمانه عزیزم
آنشب که تو میترسیدی لرزیدم
برخاطره های کودکی خندیدم
تو لب از هراس برمیچیدی
من کشتن احساس خودم را دیدم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۸ ساعت 15:48 توسط دختر عدالت
|
آنشب که تو میترسیدی لرزیدم
برخاطره های کودکی خندیدم
تو لب از هراس برمیچیدی
من کشتن احساس خودم را دیدم