"در خطاب تو انگشتان من از هوش رفتند"

سهراب سپهری

 

این روز ها

انگشتان رقیبانی شده ام که

 مدام

تو را

خطاب میکنند.

.

.

.

بیهوشی را بر عهده میگیرم،

و خطاب را بر آنها میسپارم.

 

 

و این است

همان تقسیم کاری که

عدالتت پروراند.